غصه دارد شب تو باشی، ماه
نشناسد تو رامی درخشد گاه با اکراه، نشناسد تو رااینکه گاهی با خودت روراست آیا بوده ای؟می زنی لبخند، شاید آه نشناسد تو رادر دلت قصری به پا و عشق می رقصد در آنشور می بخشی به شهر و شاه نشناسد تو راچون زلیخا، اول و آخر خریدارش تویییوسفت خارج شود از چاه، نشناسد تو رااسم او، زیباترین موسیقی لب های توستچار حرف کوچک خودخواه نشناسد تو رادر مسیر ناگزیر زندگی گم گشته ایکرده همراهت تو را گمراه، نشناسد تو راموج موج مهربانی می خروشد در دلتمنطق پر جذر و مد، گهگاه نشناسد تو راساختار بیت آخر را غزل عمداً شکستتا به حرم قافیه، دلدار بشناسد مرامریم سهرابیخرداد 1396 سلام...
ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 15:20